تبلیغات شما در اینجا
X
سریال افسانه جومونگ

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    سریال افسانه جومونگ

  سریال افسانه جومونگ و سریال امپراطور دریا



آرشيو موضوعي

عکس های جانگ هوا-سو اء
پرطرفدارترین سریال سال 86
بیوگرافی ها
عکس های Lee Young Ae
تاریخچه ی جانگ بوگو
آخرین قسمت امپراطور دریا
تاریخچه ی یانگوم
آهنگ متن امپراطور دریا
درباره ی سریال جومونگ
سریال امپراطور دریا
سریال جواهری در قصر
عکس های جومونگ (ایل گوک)
آهنگ متن سریال جومونگ
خلاصه قسمت های جومونگ
دانلود تیتراژ سریال جومونگ
عکس های سوسانو
یک آهنگ حماسی زیبا
خرید پستی سریال جومونگ
عکس های هموسو (هو جون هو)
سریال امپراطوری بادها
نتایج نظرسنجی
آهنگ متن امپراطوری بادها
جومونگ در ایران


آرشیو ماهانه


دي 1388
آذر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهريور 1387
مرداد 1387
تير 1387



پيوند ها
Youtube - Broadcast Yourself
You Say, We Search
Google Video
Live Video Services
آنتی ویروس کلاس +Advanced?!
یک سایت جالب!
سایت خارجی زبان جواهری در قصر
دانلود بی دردسر کلیپ ها!
معروف ترین نرم افزار مدیریت دانلود
مرورگر محبوب من! Opera 9.50
Firefox - Reloaded again - Firefox 3
مرکز انواع آهنگ ها!
Pafa
RSTC
Cinema
عکس های جذاب از همه جا
جومونگ
فتوبلاگ کوروش
امپراطور دریا
It's me
فتوبلاگ مرتضی
فتوبلاگ نیلوفر
عکاس باشی
سریال افسانه جومونگ
سریال امپراطور دریا و جومونگ
سریال افسانه جومونگ (2)
سریال های کره ای
دلتنگی
دانلود فیلم و عکس!
عکس های داغ روز!
سریال افسانه ی جومونگ و امپراطوری بادها
کمیاب ترین عکس های افسانه جومونگ
jumong
سایت رسمی جومونگ


آمار @import url(http://beemp3.com/player/embed.css); Various Artists - Hero's Rebirth Found at bee mp3 search engine

خروجی RSS


خلاصه قسمت 81 سریال جومونگ


 

منبع : سایت اختصاصی سریال افسانه ی جومونگ

ارتش گوگوریو برای جنگ آماده هستش . اونها ابتدا جاسوسهای هان رو که شناسایی  کرده بودند میکشند تا نتونن خبر ببرن

http://www.jumong.ir/photos/2254588-1.jpg


از اونطرف هان که فکر میکنه گوگوریو تا یکماه آینده حمله نمیکنه توی این فاصله تصمیم داره بره بویو رو بگیره . سربازهاشون رو در مرز برای حمله به بویو مستقر میکنن ولی از اونجاییکه جومونگقبلا پیش بینی کرده بود که ممکنه هان به بویو حمله کنه و بابت این موضوع با تسو نقشه کشیده بودن ، طبق نقشه شون در محلی که با هم قرار گذاشته بودند مستقر شدند

http://www.jumong.ir/photos/9075343-2.jpg

هان که میفهمه بویو و گوگوریو با هم متحد شدند نیرهاش رو در یودونگ مستقر میکنه و اونها هم آماده برای جنگ میشن.استراتژی گوگوریو هم اینه که از سه جهت به هان حمله کنن و دشمن رو گیج کنن. ماگال که میخواست سر هوانگ رو برای جومونگ بیاره ، خودش گرفتار میشه و زخمی میشه و می میره

http://www.jumong.ir/photos/687989-3.jpg

جومونگ که حالا ژنرال ماگال رو از دست داده ، نفرت زیادی از هوانگ پیدا میکنه و سعی در انتقام داره. ارتش هان و گوگوریورو در روی همدیگه قرار میگیرند. جنگ سختی در میگیره.جومونگ میخواد خودش هوانگ رو ببکشه و موفق میشه این کار رو انجام بده. نیروی دشمن هم وقتی فرماندشون میمیره ، عقب نشینی میکنند و ارتش گوگوریو پیروز میدان میشه

http://www.jumong.ir/photos/2866766-4.jpg

با اینکه جنگ رو پیروز شدند ، اما تسو نمیتونه کینه اش نسبت به جومونگ رو از دلش پاک کنه و با وجود پیروزی از اینکه بدون جومونگ نمی تونسته پیروز بشه ناراحته و میگه تازه اول سلطنت من و اول جنگ من با جومونگه

http://www.jumong.ir/photos/7164161-5.jpg

سوسانو پیش جومونگ میره و  بهش میگه که اون اولین مردی بود که عاشقش شده و همیشه اونو بخاطر عزم راسخش برای رسیدن به اهدافش تحسین میکرده و می کنه

http://www.jumong.ir/photos/7444742-6.jpg

سوسانو تصمیم میگیره که گوگوریو رو ترک کنه . با پدرش صحبت میکنه و میگه به خاطر آینده بچه هاش میخواد این کار رو انجام بده و یمخواد به جنوب بره تا دو تا پسراش اونجا یه طایفه جدید رو طبق خواسته هاشون تشکیل بده

http://www.jumong.ir/photos/9094901-7.jpg

سوسانو این موضوع رو با بچه هاش هم در میان میذاره و اونها هم میگن هر چی شما بفرمایید ما اطاعت میکنیم

http://www.jumong.ir/photos/3176076-8.jpg

سوسانو با جومونگ هم صحبت میکنه و بهش میگه که جومونگ رو در قلبش بذاره و با خودش ببره و گوگوریو رو ترک کنه . اون میگه که تا حالا به گوگوریو و جومونگ خدمت کرده و حالا میخواد به بچه هاش کمک کنه.از خاطرات خوشش با جومونگ میگه و از اینکه هنوز در قلب جومونگ جایی داره خیلی خوشحاله. اما به خاطر اون و بچه هاش  باید این کار رو بکنه. جومونگ مخالفت میکنه


http://www.jumong.ir/photos/3666378-9.jpg

سویا هم وقتی میشنوه که سوسانو میخواد بره میاد و ازش میخواد که نره.اما سوسانو بهش میگه که تو سالها پیش وقتی برگشتی و عروسی مارو دیدی به خاطر اتحاد گوگوریو حرفی نزدی و رفتی و من هر وقت به یاد میارم که تو چه رنجی کشیدی خیلی ناراحت میشم و دوست دارم از این به بعد در خوشی زندگی کنی

http://www.jumong.ir/photos/8663982-10.jpg

سوسانو تحت هیچ سرایطی نظرش عوض نمیشه و جومونگ این موضوع رو میبینه واز موپال مو میخواد تا باهاش بره و بهش کمک کنه که ابزار های کشاورزی بسازه

http://www.jumong.ir/photos/4178871-11.jpg

سوسانو میره و جومونگ خیلی دلش میگیره. اما به خاطر اینکه سوسانو هم به هدفش و آرزوهاش برسه میذاره میره ( این زن ها همشون اینطوری زد حال هستند)

http://www.jumong.ir/photos/3892137-12.jpg

دو تا پسر سوسانو موفق میشن که ملت جدید رو تشکیل بدن . دشمنی تسو با جومونگ هم تمام شدنی نیست و در نهایت بوسیله نو ه جومونگ کشته میشه.جومونگ هم خودش بعد از اینکه تاج رو به پسرش یوری میده ، میمیره

http://www.jumong.ir/photos/4708449-13.jpg



تهيه شده توسط Jumong در تاريخ يكشنبه ۱۵ شهريور ۸۸ ساعت ۰۲:۱۲| نظرات (1)

خلاصه قسمت 79 سریال جومونگ


 

منبع : سایت اختصاصی سریال افسانه ی جومونگ

کارگاه آهنگری آتش میگیره و یوری هم داخل کارگاه بود .آتش خیلی زیاد بود و کاری هم از دست جومونگ برنمی اومد همه فکر میکنن که یوری هم به همراه کسانی که در داخل کارگاه بودن سوخته و مرده .همه جا با خاک یکسان میشه

http://www.jumong.ir/photos/5521655-1.jpg

همه داشتن دنبال جنازه یوری میگشتن که ناگهان یوری پیداش میشه و میگه موقعی که کارگاه آتش گرفته بود او،کسی رو که آتش رو به راه انداخته بود دیده به همین جهت اونو تعقیب کرده ودستگیر کرده و فهمیده که از طرف هانه

http://www.jumong.ir/photos/2155873-2.jpg

کارگاه آهنگری کاملا سوخته بود پسر عمه سوسانو هم چون رئیس سربازان پادگان سلطنتی بود و نتونسته بود وظیفه اش رو به خوبی انجام بده مقامش ازش گرفته میشه و زندانی میشه

http://www.jumong.ir/photos/7952847-3.jpg

ساختن دوباره کارگاه وجمع کردن آهنگرهای کارآزموده وقت زیادی میگیره بنابر این جومونگ  تصمیم میگیره تا از بویو آهنگربیاره .وطبق پیمانشون به بویو موادغذایی بده

http://www.jumong.ir/photos/3184192-4.jpg

 بویو هنوز از سوختن کارگاه آهنگری گوگوریو اطلاعی نداره وفقط به فکر قدرتمند شدنه .موقعی که مقامات گوگوریو به بویو میان تسو از اونها میخواد تا به عهدشون عمل کنن و طبق پیمانشون به آهنگرهای بویو راز ساخت شمشیر فولادی رو یاد بدن که مقامات گوگوریو هم از خدا خواسته قبول میکنن

http://www.jumong.ir/photos/9110215-5.jpg

نارو به همراه آهنگرها به قصر گوگوریو میاد که یوری رو اونجا میبینه و میفهمه که اون پسر جومونگه

http://www.jumong.ir/photos/6647469-6.jpg

هوانگ به نزد تسو میاد وبهش میگه که کارگاه آهنگری گوگوریو روآتش زده و تسو خیلی عصبانی میشه از اینکه با دادن آهنگر به گوگوریو بهش کمک کرده اما وزیر اعظم میگه که اینجوری بهتره چون اگه هان قدرتمند بشه دیگه به بویو نیازی نداره و بویو چون به هان نیازمنده نباید بگذاره تا هان قدرتمند بشه

http://www.jumong.ir/photos/8007703-7.jpg

مائورینگ که به همراه سولان ویانگ پو در حال نفرین کردن جومونگ بودن ناگهان رعد بهش میزنه و میمیره

http://www.jumong.ir/photos/4544638-8.jpg

در جلسه ای که بین مقامات گوگوریو برپا شده بود یوری پیشنهاد میده که به  هوانگ که در حال اومدن به لیادونگ و کمک به هوانگه حمله کنن که جومونگ میپذیره و از یوری میخواد که همراهیشون کنه

http://www.jumong.ir/photos/9363032-9.jpg

عمه سوسانو بیریو رو تحریک میکنه و بهش میگه که امپراطور به یوری خیلی اعتماد داره وشایعه هست که  سویابعد از اینکه حالش خوب شد ملکه میشه درنتیجه یوری هم ولیعهدمیشه .بیریو هم میگه که هیچوقت کوتاه نمیاد

http://www.jumong.ir/photos/3298609-10.jpg

سویا حالش بهتر میشه . سوسانو به ملاقاتش میره .سویا به سوسانو میگه به محض اینکه بهتر شد اونجارو ترک میکنه اما سوسانو میگه که تو همسر اول امپراطوری و باید ملکه بشی سویاهم میگه من اگه میخواستم با امپراطور باشم زودتر از این میومدم من  فقط چون می ترسیدم بمیرم و یوری ندونه که پدرش کیه موضوع رو بهش گفتم

http://www.jumong.ir/photos/4244346-11.jpg

ارتش گوکوریو به رهبری جومونگ به برادر هوانگ حمله میکنن و اونو میکشن و پیروز به گوگوریو برمی گردن سویا و سوسانو بهشون خوشامد میگن

http://www.jumong.ir/photos/7808778-12.jpg

عمه سوسانو به بیریو میگه که آماده است تا یوری وجومونگ رواز بین ببرن اونها گروهی  آدمکش رو اجیر میکنن و قصددارن موقعی که جومونگ به همراه یوری میرن تا به مرزها سرکشی کنن بهشون  حمله کنن

http://www.jumong.ir/photos/5108350-13.jpg

سوسانو متوجه میشه که عمه اش داره توطئه میکنه ارتش رو آماده میکنه و به راه می افته

http://www.jumong.ir/photos/8296848-14.jpg



تهيه شده توسط Jumong در تاريخ سه شنبه ۱۰ شهريور ۸۸ ساعت ۰۵:۰۲| نظرات (2)

خلاصه قسمت 77 سریال جومونگ


 

وقتی جومونگ برای ادای احترام به هموسو به کوهستان چان مورفته بود گروهی از طرف یانگ پو بهشون حمله میکنن که یوری اونهارومیبینه و به کمکشون میره .بیریو زخمی میشه وجومونگ وهمراهانش چندتا از مهاجمین رو دستگیر میکنن .مهاجمین حرفی نمیزنن درنتیجه جومونگ تصمیم می گیره که خودش به همراه مهاجمین به قصر بویو بره وبیریو هم به گوگوریو برمیگرده

http://www.jumong.ir/photos/6069780-1.jpg

 امپراطور گیوم وا قصد داره تا قصر رو ترک کنه به نزد ملکه میره و به خاطر بدیهایی که در حقش کرده ازش طلب بخشش میکنه

http://www.jumong.ir/photos/6070707-2.jpg

جومونگ بهمراه مهاجمین به  قصر بویومیره و به تسو میگه که گروهی قصد کشتن اونو داشتن واز تسو میخواد تا بفهمه که اونها از طرف چه کسی اجیر شده اند آنهم با لباس سربازان بویووقصد کشتن اورا داشتن.درقصر هرج ومرج میشه

http://www.jumong.ir/photos/1927115-3.jpg

مهاجمین حتی با وجود شکنجه های سخت حرفی نمیزنن وزیر اعظم میگه که فقط هان میتونه پشت این ماجرباشه درنتیجه شما باید با گوگوریو به ظاهر متحد بشید شما تازه برتخت نشستید وباید قدرتمند بشید تا بتونید با هان و گوگوریو مقابله کنید

http://www.jumong.ir/photos/6001819-4.jpg

تسو بناچار با جومونگ پیمان میبنده .جومونگ هم قول میده تا به بویو کمک کنه که قوی بشه .جومونگ میدونه که تسو در پیمانش صادق نیست اما میگه همین که بویو با هان متحدنشد فعلا کافیه وتسو بالاخره یه روزی هدف منو میفهمه

http://www.jumong.ir/photos/1435235-5.jpg

یوری زیر ستونهای قصر رو میگرده وبالاخره شمشیر شکسته رو پیدا میکنه واز یه سویادرمورد اون شمشیر و پدرش میپرسه

http://www.jumong.ir/photos/939672-6.jpg

سویا به یوری میگه که پدرش پادشاه گوگوریویه وازش میخوادتا شمشیر رو برداره وبه نزد جومونگ بره .یوری باورش نمیشه وخیلی ناراحته از اینکه چرا پدرش پادشاه گوگوریوست واونهادر فقرزندگی کردن .چرا پدرش اونهارو ترک کرده

http://www.jumong.ir/photos/3474510-7.jpg

امپراطور سابق بویو قصر رو ترک میکنه به کوهستان چان مو میره و از هموسو میخواد که اونوببخشه به یاد خاطراتش با مادر جومونگ میفته وبه خاطر بدیهایی که کرده نادم و پشیمونه

http://www.jumong.ir/photos/1640226-8.jpg

یوری سرانجام تصمیمشو میگیره .بویو رو ترک میکنه و به گوگوریو میره . به سویا میگه من به گوگوریو میرم فقط برای اینکه میخوام بدونم پدرم چرا دنبال ما نگشت ومارو ترک کرد

http://www.jumong.ir/photos/9740732-9.jpg

یوری به گوگوریو میرسه میگه که میخواد پادشاه رو ببینه اما داخل قصر راهش نمیدهند در نتیجه شمشیر شکسته رو به موپال مو میده وازش میخواد تا اونو به پادشاه جومونگ بده

http://www.jumong.ir/photos/8499083-10.jpg

جومونگ شمشیر شکسته رو میبینه میفرسته تا یوری رو بیارن داخل .از یوری اسم خودش و مادرش رو میپرسه.باورش نمیشه اونها رو پیداکرده باشه و از یوری میپرسه تو واقعا یوری هستی؟اما یوری فقط یه سوال از پدرش داره و آن این که چرا ترکشون کرده که همینجا این قسمت تموم میشه.

http://www.jumong.ir/photos/6961477-11.jpg
 
منبع : سایت اختصاصی سریال افسانه ی جومونگ



تهيه شده توسط Jumong در تاريخ سه شنبه ۳ شهريور ۸۸ ساعت ۰۳:۰۰| نظرات (9)

خلاصه قسمت 74 سریال جومونگ


 

15 سال بعد

پانزده سال از ازدواج جومونگ وسوسانو گذشته .یوری هم بزرگ شده .اون با یه گروه تجاری همکاری میکنه البته کار قاچاق .خیلی شجاع و نترس و باهوشه و به همراه سویا در اوکجه شمالی زندگی میکنن

http://www.jumong.ir/photos/416978-1.jpg

سویا سخت کار میکنه تا پسرش بتونه خوب درس بخونه ولی به شدت مریضه یوری دوست نداره مادرش کارکنه واز مریضی مادرش هم اطلاعی نداره .

http://www.jumong.ir/photos/5504186-2.jpg

جومونگ همچنان در حال گسترش قلمروشه .افسرانش ،هنگ این رو بدون اینکه ارتششون متحمل زیان زیادی بشه تصرف کردن و به همین مناسبت یه جشنی برای پیروزیشون در قصر ترتیب داده میشه که در این جشن جومونگ میگه که میخواد اوکجه رو بدون جنگ تحت تسلط خودش بگیره و پسر بزرگ سوسانو ازش میخواد تا به اون اجازه بده که بره و این کار رو انجام بده و جومونگ هم میپذیره

 http://www.jumong.ir/photos/7674042-3.jpg

 جومونگ مشاورهاشو جمع میکنه و بهشون میگه که الان به قدر کافی قوی شدیم و باید خودمون رو برای حمله به هان آماده کنیم و به اویی هم میگه که خیلی ناراحته از اینکه اون هنوز مجرده و خانواده ای نداره و اویی هم میگه از زندگیش و از اینکه به جومونگ خدمت میکنه راضیه

http://www.jumong.ir/photos/394316-4.jpg

یانگ پو که به هان رفته بود الان مرد اول هان در تجارته و پول ومال زیادی بدست آورده هوانگ هم حکمران لیادونگه و اونها خبر اینکه جومونگ هنگ این رو گرفته شنیدن و نگران خودشونن . یانگ پو به هوانگ میگه تا الان تو به من کمک کردی والان نوبت منه که به تو کمک کنم و یه نقشه هایی داره و قصد داره به بویو برگرده

http://www.jumong.ir/photos/808398-5.jpg

پادشاه گیوم وا همچنان بیماره و دیگه هیچ امیدی به بهبودش نیست .بویو اوضاعش بدتر از قبل شده و مردم گرفتار فقرند  چون تمام گروههای تجاری تحت تسلط گوگوریو هستن

http://www.jumong.ir/photos/5898233-6.jpg

یانگ پو به بویو برمیگرده مادرش و برادرش رو ملاقات میکنه به نزد امپراطور هم میره و میگه که پول زیادی با خودش آورده تا مشکلات بویو رو حل کنه و برای امپراطور هم از هان دارو آورده

http://www.jumong.ir/photos/8713301-7.jpg

یانگ پو به تسو پیشنهاد میکنه که مشکلات مالی بویو رو حل میکنه ولی بویو هم بهتره که با هان متحد بشه و میگه من امپراطور هان رو راضی میکنم که تسو هم قبول نمیکنه و میگه تو داری با ثروتت در امور بویو دخالت میکنی

http://www.jumong.ir/photos/7453687-8.jpg

یانگ پو که از دست تسو خیلی عصبانیه نقشه میکشه تا به کمک تاجرهایی که خلاف میکنن شبانه به گروه تجاری گوگوریو که بیریو(پسر سوسانو) هم با هاشون بود حمله کنن و به اونها میگن که باید لباس ارتش بویو رو بپوشن تا گروه تجاری گوگوریو فکر کنه که ارتش بویو بهشون حمله کرده

 http://www.jumong.ir/photos/3219357-9.jpg

توی این گروهی که قرار بود شبانه حمله کنن و لباس بویو رو هم بپوشن یوری هم بود یوری و بیریوبا هم رودر رو میشن یوری به بیریو  ضربه میزنه و دست بیریو زخمی میشه و گروه تجاری گوگوریو شکست خورده برمیگرده

http://www.jumong.ir/photos/4781414-10.jpg

جلسه ای برگزار میشه ودر اون جلسه همه میگن که باید بخاطر این کار بویو بهش حمله کنن اما جومونگ نظرش خلاف اینه و میگه که بویو قدرت کافی نداره . اگه بخواد چنین کاری بکنه لزومی نداره تا سربازهاش لباس ارتش بویو رو بپوشن واز اویی میخواد که بره و بیشتر تحقیق کنه 

http://www.jumong.ir/photos/155118-11.jpg

اویی به اوکجه میره تا بیشتر دراین مورد تحقیق کنه اونها سلاحهایی از ارتش هان رو اونجا پیدا میکنن و میفهمن که هان پشت این ماجراست

http://www.jumong.ir/photos/7612251-12.jpg

یه اتفاق دیگه هم میفته اویی سویا رو میبینه ولی سویا بین مردم گم میشه واویی موفق نمیشه با اون صحبت کنه .اویی این موضوع رو هم به جومونگ میگه .

 http://www.jumong.ir/photos/788487-13.jpg
منبع : سایت اختصاصی سریال افسانه جومونگ



تهيه شده توسط Jumong در تاريخ يكشنبه ۲۵ مرداد ۸۸ ساعت ۱۰:۲۶| نظرات (7)

خلاصه ی قسمت 22 سریال جومونگ


 

خوب دوستان، رسیده بودیم به اینجا که جومونگ باخبر می شه که بویونگ دزدیده شده و می گه که توچی ممکن نیست او را دزدیده باشه چون جرات این کار رو نداره و می گه که به احتمال زیاد یونگ پو دزدیدتش. خلاصه به ماری و هیوپ میگه که باید برید ببینید بویونگ الان کجاست.

توچی هم که حدس می زنه که به احتمال زیاد یونگ پو می خواد از بویونگ علیه جومونگ استفاده کنه. بعد می ره پیش بویونگ و بویونگ میگه که اگر بخواهید از من علیه شاهزاده جومونگ استفاده کنید، خودکشی می کنم. جومونگ به قصر بر می گرده و موسونگ رو می بینه که موسونگ بهش میگه عجله کن، بانو میخواد ببینتت، خلاصه بین راه می بینند که سربازان دارند گشت می زنند، ولی نمی فهمند چرا.

افراد یونگ پو می رسند و به معبد حمله می کنند، نگهبان ها نتونستند آنها رو شکست بدند ولی یو می یول فرار می کنه.

خبر حمله شدن به معبد در بویو پخش می شه و امپراطور هم دستور می ده که برند ببینند که آیا یو می یول زنده است یا مرده، ولی هیچ کس خبری نداره.

بانو یوها هم به جومونگ میگه که شاید این کار رو بعضی ها انجام دادند تا با معرفی کردن اوریونگ به عنوان کاهن بزرگ، از شاهزاده تسو حمایت بشه.

وزیر اعظم میاد پیش امپراطور و میگه که یو می یول به شما خیلی خدمت کرده، هر چند هموسو رو زندانی کرد ولی ببخشیدش، امپراطور هم قبول می کنه و با لباس معمولی میره بیرون ببینه که تفکر مردم در مورد شاه و یو می یول چطور هستش، ولی می شنوه که ازش زیاد خوب نمی گویند.

یو می یول و تعدادی از همراهانش به یک غار پناه می برند و یک نامه به یون تا بال می فرسته که می خواد ملاقاتش کنه، خلاصه جومونگ این موضوع رو می فهمه و همراه یون تا بال می ره پیش یو می یول که بهش چیزی بگه.

ملکه و تسو هم که نگرانند که چه کسی به معبد حمله کرده، بعداٌ یونگ پو میگه که من کردم و تسو خیلی عصبانی می شه و یونگ پو رو میزنه! بعد افراد یونگ پو خبر میدهند که یو می یول فرار کرده و یونگ پو خیلی عصبانی می شه و این رو به تسو میگه و تسو هم عصبانی تر از اون، نارو و تعدادی افراد می فرسته که برند دنبال یو می یول و بکشنش.

در بین راه یون تا بال، کاپیتان اوته و جومونگ هنگامی که به غار رسیدند دیدند که به یو می یول حمله شده (افراد تسو)، ولی جومونگ و اوته همه ی آنها رو شکست می دهند.

یو می یول به یون تا بال می گه که آیا من رو کمک می کنی؟ یون تا بال هم قبول می کنه، جومونگ هم به یو می یول می گه که چرا همیشه شما من رو برای بویو یک خطر می دیدید؟ یو می یول هم میگه که این بدست خدایان است، بعد زانو می زنه و میگه که من یک کار بسیار بدی در حق شما انجام دادم و ... جومونگ هم می گه که بگو چیکار کردی، ولی می گه که زمان مناسبش بهتون خواهم گفت.

بعد از این ملاقات هم یو می یول تصمیم میگیره که بعد از مدتی بویو رو ترک کنه...

با وجود اینکه امپراطور تصمیم گرفت یو می یول رو ببخشه ولی حرف های یو می یول باز عصبانیش می کنه. یو می یول که تصمیم گرفته بویو رو ترک کنه ولی قبل از آن می ره پیش امپراطور و همان بحث های قدیمی رو می کنند و امپراطور رو خیلی عصبانی می کنه (طبق شکل!).

وزیر اعظم هم باز به امپراطور میگه که ببخشیدش ولی امپراطور میگه که دیگه فایده ای نداره و او تصمیمش رو گرفته و از بویو خواهد رفت.

بعد یو می یول می ره پیش بانو یوها و می گه که من در مورد ژنرال هموسو و هم شاهزاده جومونگ اشتباه کردم، پیام خدایان چیز دیگری بود، و بهش میگه که باید جومونگ به هدفش برسه و من او را حمایت خواهم کرد.

قبل از رفتنش هم به جومونگ میگه که پدر واقعی تو ژنرال هموسو هستش نه امپراطور که ...

موضوع واقعاٌ داره جالب می شه حتماٌ سریال رو دنبال کنید. خلاصه ی قسمت بعدی رو هم هفته ی بعد بخوانید. از دادن نظراتتون هم خوشحال می شوم!




تهيه شده توسط Jumong در تاريخ چهارشنبه ۲۱ اسفند ۸۷ ساعت ۱۱:۳۱| نظرات (3)



آخرین عکس ها













[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ]   صفحه آخر >

اين فتوبلاگ با استفاده از سيستم رايگان وب فتو راه اندازي شده است