پانزده سال از ازدواج جومونگ وسوسانو گذشته .یوری هم بزرگ شده .اون با یه گروه تجاری همکاری میکنه البته کار قاچاق .خیلی شجاع و نترس و باهوشه و به همراه سویا در اوکجه شمالی زندگی میکنن
سویا سخت کار میکنه تا پسرش بتونه خوب درس بخونه ولی به شدت مریضه یوری دوست نداره مادرش کارکنه واز مریضی مادرش هم اطلاعی نداره .
جومونگ همچنان در حال گسترش قلمروشه .افسرانش ،هنگ این رو بدون اینکه ارتششون متحمل زیان زیادی بشه تصرف کردن و به همین مناسبت یه جشنی برای پیروزیشون در قصر ترتیب داده میشه که در این جشن جومونگ میگه که میخواد اوکجه رو بدون جنگ تحت تسلط خودش بگیره و پسر بزرگ سوسانو ازش میخواد تا به اون اجازه بده که بره و این کار رو انجام بده و جومونگ هم میپذیره
جومونگ مشاورهاشو جمع میکنه و بهشون میگه که الان به قدر کافی قوی شدیم و باید خودمون رو برای حمله به هان آماده کنیم و به اویی هم میگه که خیلی ناراحته از اینکه اون هنوز مجرده و خانواده ای نداره و اویی هم میگه از زندگیش و از اینکه به جومونگ خدمت میکنه راضیه
یانگ پو که به هان رفته بود الان مرد اول هان در تجارته و پول ومال زیادی بدست آورده هوانگ هم حکمران لیادونگه و اونها خبر اینکه جومونگ هنگ این رو گرفته شنیدن و نگران خودشونن . یانگ پو به هوانگ میگه تا الان تو به من کمک کردی والان نوبت منه که به تو کمک کنم و یه نقشه هایی داره و قصد داره به بویو برگرده
پادشاه گیوم وا همچنان بیماره و دیگه هیچ امیدی به بهبودش نیست .بویو اوضاعش بدتر از قبل شده و مردم گرفتار فقرند چون تمام گروههای تجاری تحت تسلط گوگوریو هستن
یانگ پو به بویو برمیگرده مادرش و برادرش رو ملاقات میکنه به نزد امپراطور هم میره و میگه که پول زیادی با خودش آورده تا مشکلات بویو رو حل کنه و برای امپراطور هم از هان دارو آورده
یانگ پو به تسو پیشنهاد میکنه که مشکلات مالی بویو رو حل میکنه ولی بویو هم بهتره که با هان متحد بشه و میگه من امپراطور هان رو راضی میکنم که تسو هم قبول نمیکنه و میگه تو داری با ثروتت در امور بویو دخالت میکنی
یانگ پو که از دست تسو خیلی عصبانیه نقشه میکشه تا به کمک تاجرهایی که خلاف میکنن شبانه به گروه تجاری گوگوریو که بیریو(پسر سوسانو) هم با هاشون بود حمله کنن و به اونها میگن که باید لباس ارتش بویو رو بپوشن تا گروه تجاری گوگوریو فکر کنه که ارتش بویو بهشون حمله کرده
توی این گروهی که قرار بود شبانه حمله کنن و لباس بویو رو هم بپوشن یوری هم بود یوری و بیریوبا هم رودر رو میشن یوری به بیریو ضربه میزنه و دست بیریو زخمی میشه و گروه تجاری گوگوریو شکست خورده برمیگرده
جلسه ای برگزار میشه ودر اون جلسه همه میگن که باید بخاطر این کار بویو بهش حمله کنن اما جومونگ نظرش خلاف اینه و میگه که بویو قدرت کافی نداره . اگه بخواد چنین کاری بکنه لزومی نداره تا سربازهاش لباس ارتش بویو رو بپوشن واز اویی میخواد که بره و بیشتر تحقیق کنه
اویی به اوکجه میره تا بیشتر دراین مورد تحقیق کنه اونها سلاحهایی از ارتش هان رو اونجا پیدا میکنن و میفهمن که هان پشت این ماجراست
یه اتفاق دیگه هم میفته اویی سویا رو میبینه ولی سویا بین مردم گم میشه واویی موفق نمیشه با اون صحبت کنه .اویی این موضوع رو هم به جومونگ میگه .
منبع : سایت اختصاصی سریال افسانه جومونگ
تهيه شده توسط
Jumong
در تاريخ
يكشنبه ۲۵ مرداد ۸۸ ساعت ۱۰:۲۶ |
نظرات (7)
این هم امپراطور آهنین یا همان جومونگ 4 . بعداٌ حتماٌ لینک هایش را خواهم گذاشت برای کسانی که دوست دارند این سریال را هم ببینند. تا آنجایی هم که ما میدانیم نقش اولش را یک زن بازی می کند. در هر حال، دیگه سونگ نیست!!
تهيه شده توسط
Jumong
در تاريخ
يكشنبه ۲۵ مرداد ۸۸ ساعت ۱۰:۲۲ |
نظرات (4)